خوردادگان، پاسداشت آبهای روان مزدا داده

به یاری اهورامزدا

tishtar

«پروردگارا، دو نیروی رسایی (خورداد) و جاودانگی (امرداد) مردم را بسوی فروغ مینوی و روشنی درونی خواهد برد.» یسنا، هات 34 بند 11

جشن خوردادگان، سومین جشن ماهیانه در گاهشماری ما ایرانیان می باشد که با برابر شدن خورداد روز با خورداد ماه برگزار می شود.

ششمین روز از هر ماه خورداد نام دارد که به دلیل 31 روزه بودن شش ماه نخست سال، جشن خوردادگان در روز چهارم خرداد ماه در گاهشماری کنونی برگزار می شود.

واژه «خورداد» از ریشه «هئوروتات» در اوستا می باشد که به گفتار ساده آنرا به چم رسایی و کمال می دانند، ولی مانند دیگر واژگان کاتها مفهومی ژرف تر از این را در خود دارد. خورداد نام پنجمین امشاسپند است و به گفته دیگر، پنجمین پایه فروزگان اهورایی است برای رسیدن به «امرداد» (جاودانگی). در واقع، انسان پس از پیمودن پایه های «وهومن»(اندیشه نیک) ، «اشاوهیشتا»(پاکی و راستی) ، «خشتره وئیریه»(شهریاری خواسته شده) و «سپنتا آرمئیتی» (پارسایی و فروتنی)، به مرحله «خورداد»(رسایی و کمال) می رسد و با خودشناسی و رسیدن به کمال انسانی می تواند به پایه «امرداد» برسد و جاودان بماند. از همین روست که در گاتها «هئوروتات» و «امرداد» همیشه در کنار هم آمده اند. این بدان معناست که برای رسیدن به جاودانگی و برجای گزاردن نام نیک از خود، آدمی باید نخست به خودشناسی و رسایی برسد.

خورداد امشاسپند نیز مانند دیگر امشاسپندان نمادی نیز بر روی گیتی دارد. او پاسبان آبهای روان مزدا داده است. آب که مایه زندگانی آدمی و آخشیجی بسیار حیاتی برای بقای بشر می باشد. آب که نماد روشنی و آگاهی است. همانگونه که خورداد امشاسپند و امرداد امشاسپند در اوستا در کنار همند، آب و گیاه نیز که نماد زمینی خورداد و امرداد هستند، برای ادامه زندگانی به هم وابسته و پیوسته اند.

در اوستاهای متاخر آمده که اشو زرتشت (و در روایتی دیگر، جمشید شاه پیشدادی) پس از گذشتن از رود (آب روان) به آگاهی و روشنایی رسیدند. در اوستای برساد به خورداد امشاسپند و ایزدان همکار او درود فرستاده شده است: «به خشنودی خورداد و تشتر و باد و فروردین». در کتاب پهلوی بندهش هم که دربر دارنده اسطوره های آفرینش و تاریخ و جغرافیای اساطیری و ستاره شناسی است، درباره خورداد امشاسپند آمده است: «ششم از مینوان خورداد است. او از آفرینش گیتی آب را به خویش پذیرفت. خورداد سرور سالها و ماهها و روزهاست. و این از این روست که او سرور همه است. او را آب نماد دنیوی است. هستی، زایش و پرورش همه موجودات جهان از آب است و زمین را نیز آبادانی از اوست. چون اندر سال نیک شاید زیستن به سبب خورداد امشاسپند است. او که آب را رامش بخشد یا بیازارد آنگاه خورداد از او آسوده یا آزرده بود. او را همکار، تیر و باد و فروردین است.»

همچنین در اندرز گواه گیری در مورد خورداد امشاسپند به زنان و مردان چنین سفارش شده است: «داد و آیین خورداد امشاسپند خرمی و آبادانی است. دل خود را خرم و تن خود را پاک دارید، چه پاکی تن اشویی روان است. ناسپاسی نکنید و اندوهگین مباشید. گیتی را به چشم نیک ببینید و به دادار اورمزد خرسند و سپاس دار باشید. آبادی سازید و شادی افزایید. تن و جامه را در آب روان مشویید. کاریز ایجاد کنید و زمین خشک را برومند سازید.»

همانگونه که در این اندرز می بینید، آلوده نکردن آب های روان و درست استفاده کردن از این آخشیج و همچنین آبادان کردن زمین موجب خرسندی خورداد امشاسپند شده و ما را و جهان ما را بسوی رسایی و کمال پیش می برد.

بنابراین، در این روز مانند همه جشنهای ایرانی دیگر که هم نیایش و هم شادمانی رابا هم در خود دارد، ایرانیان به کنار رودها و چشمه ها و ساحل دریاها می روند و به شادمانی می پردازند و همگان، بویژه کشاورزان، برای افزونی آبهای روان اهورا داده نیایش می کنند. اوستای ویژه این روز آبزور یا خورداد یشت می باشد.

چکامه نیایش آب از بانو توران شهریاری:

آب پاكي و سبزي و شادي‌ست
نعمتي هست داده يزدان
چشمه و رود و نهر و دريا هست
شد به پا هر كجا مجاور آن
شد بهين عامل تمدن ساز
هست آنجا هميشه تازه و تر
يكي از چهار عنصر دنياست
آب را آفريد ايزد پاك
ناسپاسي به آن بود كفران
حرمتش را به جان و دل داريم
حرمتي داشت در تمام وطن
بست پيمان دوستي با آن
ويژه آب و حرمت آن گشت
گفت هر كس درود «آناهيت»
برده زان ايزد گرامي نام
داده سودبخش يزدان را
رانده در گفته‌اش سخن از آن
بود از آن ايزد اهورافر
در پي ارج و حرمتش بودند
سبزي و جلوه‌ي بهار از اوست
بود رايج به كشور ايران
كار سودآور و سپنتايي
بهترين نوع كار بودي اين
مي‌گشايد دري به سوي بهشت
رويش و زندگي برانگيزد
مي‌رود تا شوند خلق آگاه
قدر آن را در اين زمانه بدان
از هدر دادنش ز جان به هراس
بهر آينده هست زنگ خطر
ويژه آب و ارج و حرمت آن
همه روزهاست روز آب و عزيز
ارج آن را سپاس يزدان دان
/

آب آغاز نام آبادي‌ست
آب را مايه حيات بدان
هر كجا آب هست زيبا هست
هر ده و شهر ديرسال جهان
رود و دريا و نهر از آغاز
هر كجا آب باشد افزون‌تر
ارزش آب بر همه پيداست
از پي آفرينش افلاك
چون‌كه آبست داده يزدان
آب را به كه قدر بگذاريم
چهار عنصر به روزگار كهن
چون‌كه از عهد باستان، ايران
بخشي از يشت‌ها در آبان‌يشت
ايزد آب بود «آناهيت»(2)
سنگ بنوشته‌هاي آن ايام
همه كس ارج مي‌نهاد آن را
«هرودت» آن مورخ يونان
كتل و قلعه و دژ دختر
مردمان آب را نيالودند
رونق باغ و كشتزار از اوست
حفر كاريز از كهن دوران
چون در اين كشور اهورايي
بود بي گفته كشت و كار زمين
چون زمين نكشته گردد كشت
آب و باران چو بر زمين ريزد
سازمان ملل كنون زين راه
كه بود آب يار آدميان
به كه آن را بشر بدارد پاس
آب اكنون اگر رود به هدر
دوم فرودين بود به جهان
از ازل تا به روز رستاخيز
چون‌كه آبست داده‌ي يزدان
/

 نگارنده : نازنین زرین کلاه

tishtar

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s