مهرگان، پیروزی همیشگی نیکی بر بدی

به یاری اهورا مزدا

درفش کاویانی

» برای فروغ و شکوهی که مهر پیوندگار جان و جهان دارد و برای رامش و به نشینی که به ایران شهر می بخشد، می ستاییم مهر را. مهر پیوندگار جان و جهان را.

بشود که مهر برای یاری ما آید، بشود که مهر برای بهکامی ما آید، بشود که مهر برای شادکامی ما آید، بشود که مهر برای آمرزش ما آید، بشود که مهر برای تندرستی ما آید، بشود که مهر برای نیرومندی ما آید، بشود که مهر برای آسودگی ما آید، بشود که مهر برای پاکی ما آید. «

بخشی از اوستای مهر نیایش

جشن مهرگان از جشنهای بزرگ ما ایرانیان است و قدمتی دیرینه و فلسفه و تاریخی ژرف به دیرینگی تاریخ ایرانشهر در خود  دارد. جشن مهرگان از جشنهای ماهیانه است و همانگونه که میدانید، جشنهای ماهیانه با برابری نام ماه با نام روز برگزار می شود. جشن مهرگان نیز در مهر روز از مهر ماه می باشد. «مهر» نام شانزدهمین روز از هر ماه می باشد ولی در گاهشماری کنونی به دلیل 31 روزه بودن شش ماه نخست سال، جشن مهرگان شش روز جابجا شده و دهم مهر ماه در گاهشماری خیامی روز جشن مهرگان می باشد.

مهرگان به دلیل فلسفه ژرف اسطوره ای و رویدادهای مهم تاریخی که در این روز رخ داده اند، بسیار گرانبها بوده و با آیینهای ویژه ای جشن گرفته می شود و خوان مهرگانی در این روز چیده شده و خوراکهای ویژه مهرگان پخته شده و جشنهای عمومی گرفته شده و بارعام شاهانه ترتیب داده می شده و حتی در گذشته به مدت 6 روز این جشن برقرار بوده است، از مهر روز تا رام روز از مهر ماه.

از دیدگاه ستاره شناسی اگر آنرا بررسی کنیم، نوروز و مهرگان گاه برابری شب و روز و زمان اعتدال طبیعت می باشد، نوروز زمان اعتدال بهاری و مهرگان زمان اعتدال پاییزی می باشد. و برابری روز و شب را با جشن و شادی به استقبال می رفتند.

همچنین، در گذشته در بین آریائیان سال تنها به دو فصل تقسیم می شد. تابستان هفت ماهه و زمستان پنج ماهه. فرارسیدن تابستان را با جشن نوروز به پیشواز می رفتند و فرارسیدن زمستان را با جشن مهرگان.

از دیدگاه اجتماعی و زندگانی مردمان آن دوره اگر به مهرگان بنگریم، اقوام آریایی متمدن و شهرنشین بوده و پیشه کشاورزی داشتند و در زندگی کشاورزی مهر ماه گاه برداشت دست رنج و انبار فرآورده ها بوده و در مهرگان برای سپاسگزاری از داده های اهورایی جشن و پایکوبی کرده و تنها زمانی بوده که کشاورزان دست از کار و کوشش کشیده و به شادی و آرامش می پرداختند. همانگونه که هم اکنون نیز در روستاهایی که پیشه کشاورزی دارند این جشن با نامهای گوناگون در مناطق گوناگون ایران در گاه برداشت محصول برگزار می شود.

اما از دیدگاه اسطوره، مهر ایزد و جشن مهرگان دیرینگی بسیار دارد. ایزد مهر از ایزدان پیش زرتشتی بوده که در دوره مهرپرستی مورد ستایش و گرامیداشت مردمان بوده. مهر ایزد نماد دوستی و عشق و پیوند و همینطور پاینده و نگهبان عهد و پیمان و دشمن دروغ و پیمان شکنی است. از این گفته بر می آید که پیمان بستن و پایبندی به پیمان تا چه اندازه نزد آریائیان مهم بوده و شکستن پیمان تا چه اندازه نکوهش می شده . در آن زمان مردم هنگام بستن پیمان، حلقه ای بین خود رد و بدل می کردند به نشان پایبندی به پیمانشان و نگاره های بسیاری نیز از حلقه پیمان در دست شاهان ساسانی و هخامنشی و حلقه ستانی آنان از اهورا مزدا وجود دارد. و همچنین حلقه مهر در دست چپ نگاره فروهر نیز همین مفهوم را بیان می کند. و اکنون نیز حلقه مهر در پیوند زناشویی نماد همان مهر و پیمان بین دو تن می باشد.

یشتی در اوستا نیز در مورد مهر ایزد وجود دارد به نام مهر یشت. مهر یشت یکی از کهن ترین و بلندترین یشتهای اوستاست که در ستایش ایزد مهر است و در مورد مهر ایزد گفتگو می کند. مهریشت از یشتهای سروده شده پیش از زرتشت می باشد و مهمترین سند وجود آگاهی های ستاره شناسی نزد آریاهاست. مانند سند کروی بودن زمین که در بند 95 مهریشت آمده است.

آنگونه که در مهریشت بیان شده است، مهر ایزد با هزاران گوش و ده هزاران چشم پیمانها را می پاید. او داوری راست و درست و دادگر است و بسیار تیز فهم و تیزبین است. او بی مرگ و بی خواب و هماره بیدار است و هوشیار است و دشمن پیمان شکنان می باشد و مورد ستایش و نیایش قرار می گرفته با آبزور و با برسم و با هوم آمیختخ به شیر و با زبان خرد و مانتره.

در آیین مهر و در نیایشگاه های مهرپرستی با معماری ویژه ای که داشته اند با آن سقف گنبدی شکل و چهار گوشه و با کانال کشی آب در زیر نیایشگاه مهرابه هایی می ساختند که نوای نیایش پیشوای دینی را با نوای حرکت آب درهم می آمیخت و آوایی موزون و دلنشین و آرامش بخش به آدمی می بخشید.

ولی شوربختانه کرپنها این آیین نیک را با شیوه زشت قربانی کردن آلودند و همانگونه که اکنون هم تندیس مهر ایزد را در حال کشتن گاه می بینیم، این رسم در بین آنان رواج یافت.

این آیین در دوره های بعدی نیز وارد شد و و در جشن مهرگان رسم بود که گوشت قربانی نذر می کردند، که با پیدایش اشوزرتشت و نکوهیده دانستن قربانی در مراسمهای نیایش دینی، این کار برچیده شد.

 آیین مهر پرستی سپس وارد روم باستان شد و بین مردم آنجا رواج پیدا کرد چنانکه هنوز هم نیایشگاه های کهن مهر پرستی درآنجا وجود دارد و  پس از آنکه مسیحیت را پذیرفتند نیز سنتهای آیین مهر را وارد مسیحیت کردند و روز زایش مهر را با نام روز زایش عیسی جشن می گیرند. همان شبی که در ایران به نام شب چله و بزرگترین شب سال جشن می گیرند و تا بامداد برای دیدن دمیدن و سرخی آفتاب و زایش دوباره خورشید بیدار می مانند و سرخی آفتاب این روز، رختی شد بر تن بابا نوئل مسیحیان.

اما مهرگان را اگر از دیدگاه تاریخی بررسی کنیم، ما را باز هم با دلاوری آزادگان ایران زمین آشنا می کند. مهرگان که در کنار نوروز و تیرگان و سده از مهمترین جشنهای ما ایرانیان است، مانند آنها دیرینگی تاریخی بسیاری نیز دارد.

همانگونه که نوروز را شاه جمشید پیشدادی پایه گزاری کرد و سده را شاه هوشنگ پیشدادی بنیان نهاد، و همانگونه که تیرگان یادآور دلاوری آرش شیوا تیر و جان فدا کردنش برای مرزهای میهن بود، مهرگان نیز یادآور دلاوری کاوه آهنگر و خیزش او در برابر اهریمن تازی، ضحاک ماردوش و یادآوردرفش کاویانی و پادشاهی فریدون فرخ است.

داستان کاوه و ضحاک همان پیام همیشگی فرهنگ ایران که همانا پیروزی نهایی نیکی بر بدی و به بند کشیدن بدی است را به ما می دهد.

ضحاک تازی که هزار سال بر میهن ما چیره شده بود و مغز جوانان ایران زمین خوراک مارانش بود، با خیزش کاوه و پشتیبانی فریدون سلطه ستمکارانه اش پایان یافته و در دماوند به بند کشیده می شود.

کاوه که آهنگری ساده است، و هجده پسرش خوراک ماران ضحاک شده اند، برای دادخواهی واپسین فرزندش به نزد ضحاک می رود و در آنجا ضحاک از او می خواهد تا سند دادگری او را دستینه کند تا فرزندش را رها سازد و کاوه با پاره کردن سند می خروشد و به بازارگاه می آید و چرم آهنگری اش را به نماد درفش آزادی خواهی بلند می کند و مردم بدورش گرد می شوند و بسوی مخفیگاه فریدون که در کوه مشغول فراهم آوردن سپاه است می روند.

چو کاوه برون شد ز درگاه شاه    برو انجمن گشت بازارگاه

همی بر خروشید و فریاد خواند    جهان را سراسر سوی داد خواند

ازان چرم کاهنگران پشت پای    بپوشند هنگام زخم درای

همان کاوه آن بر سر نیزه کرد    همانگه ز بازار برخاست گرد

خروشان همی رفت نیزه بدست    که ای نامداران یزدان پرست

کسی کاو هوای فریدون کند    دل از بند ضحاک بیرون کند

بپویید کاین مهتر آهرمنست    جهان آفرین را به دل دشمن است

بدان بی‌بها ناسزاوار پوست    پدید آمد آوای دشمن ز دوست

همی رفت پیش اندرون مردگرد    جهانی برو انجمن شد نه خرد

بدانست خود کافریدون کجاست    سراندر کشید و همی رفت راست

کاوه چرم آهنگری خود را به نماد درفش دادخواهی و آزادی خواهی ایرانیان برافراشت و بسوی فریدون رهسپار شد. همین درفش بود که پس از آن درفش کاویانی نام نهاده شد و تا پایان دوره ساسانی نیز درفش ایرانیان بود و وجود آن را در جنگها نماد پیروزی سپاه می دانستند و هر پادشاهی که در جنگ با دشمنان به پیروزی می رسید زر و گوهر به آن می افزود تا اینکه در جنگ با تازیان به دست آنها افتاد و تکه تکه شد.

فرو هشت ازو سرخ و زرد و بنفش    همی خواندش کاویانی درفش

از آن پس هر آنکس که بگرفت گاه    به شاهی بسر برنهادی کلاه

بران بی‌بها چرم آهنگران    برآویختی نو به نو گوهران

ز دیبای پرمایه و پرنیان    برآن گونه شد اختر کاویان

ولی، از سوی دیگر، فریدون که پدرش آبتین بدست ضحاک کشته شده و مادرش فرانک مخفیانه و بدور از چشم سپاهیان ضحاک او را در دل کوه بزرگ می کند، پس از رسیدن به سن نوجوانی نژاد از مادر می پرسد و به کین خواهی پدر و همه هم میهنان ستمدیده اش بر می خیزد و با کمک از اندرزهای مادر به فراهم آوردن سپاه می پردازد. اما چگونه؟

دو شیرمرد آزاده به نامهای ارمایل و کرمایل به شکل آشپز خود را به آشپزخانه ضحاک وارد می کنند و هر شب از هر دو تن جوانی که برای کشته شدن می آوردند یکی را می رهاندند و به نزد فریدون در کوه می فرستادند و اینها همانند که به گفته استاد سخن، فردوسی بزرگ، نژاد کرد از آنان پدید آمده.

با خروش فریدون و دادخواهی او و پیوستن به سپاه فریدون، پس از سالها ستم، ضحاک تازی اسیر می شود و به دست فریدون می افتد ولی فریدون به ندای سروش او را نمی کشد و تنها او را در دماوند به بند می کند و به ما می آموزد که بدی در جهان هیچگاه از بین نمی رود و ما تنها باید آنرا به بند کنیم.

و سپس در این هنگام است که فریدون به تخت می نشیند و تاجگذاری می کند و جشن مهرگان را پایه گذاری می کند.

فریدون چو شد بر جهان کامگار        ندانست جز خویشتن شهریار
به رسم کیان تاج و تخت مهی            بیاراست با کاخ شاهنشهی
به روز خجسته سر مهرماه              به سر بر نهاد آن کیانی کلاه
زمانه بی‌اندوه گشت از بدی              گرفتند هر کس ره ایزدی
دل از داوریها بپرداختند                  به آیین یکی جشن نو ساختند
نشستند فرزانگان شادکام                 گرفتند هر یک ز یاقوت جام
می روشن و چهرهٔ شاه نو              جهان نو ز داد و سر ماه نو
بفرمود تا آتش افروختند                  همه عنبر و زعفران سوختند
پرستیدن مهرگان دین اوست            تن آسانی و خوردن آیین اوست
کنون یادگارست ازو ماه مهر          بکوش و به رنج ایچ منمای چهر

و مهرگان از دوره پیشدادیان تاکنون در میان ایرانیان برگزار می شود. در دوره مهرپرستی با شکوه بسیار و جشن و نیایش مهر ایزد و ساز و آواز برگزار می شده و در دوره هخامنشی با نام جشن میتراکانا و در آغاز مهر ماه جشن گرفته می شده و تا پایان دوره ساسانی این جشن با آیینها و سنتهای زیبا و با شکوه هر چه بیشتر و بارعام دادن شاهان برگزار می شده و جشن تاجگذاری شاهان را نیز در این روز برگزار می کرده اند و تنها روزی بوده که شاهان اجازه نوشیدن شراب را داشتند.

پس از شکست از تازیان نیز در دوره هایی از حکومت عباسیان و غزنویان جشن مهرگان همچنان برگزار می شده و حتی تازیان که این جشن را در بین ایرانیان دیده بودند معرب واژه مهرگان یعنی مهرجان را به عنوان جشن و فستیوال استفاده کردند.

ولی پس از تازش مغولان این جشن کمرنگتر شده و تنها بین زرتشتیان باقی مانده است. در دوره های اخیر نیز با آگاهی نسل جوان از فرهنگ نیاکانی خویش، در خارج از ایران این جشن در روز 16 مهر جشن گرفته می شود.

اما شیوه برگزاری مهرگان نزد ایرانیان به این گونه بوده که پیش از فرارسیدن مهرگان خانه و کاشانه خود را پاکیزه می کردند و خوان مهرگانی می چیدند و در درون خوان مهرگانی، نقش مهر که بشکل بانویی با تاج خورشید می باشد و یا ترازوی کوچکی که نماد دادگری مهر ایزد می باشد و همچنین لرک جشن و نان محلی و میوه و خوراکهای گوناگون می گذاشتند.

گروه ساز و آواز سنتی از جوانان آن شهر یا روستا تشکیل می شده و خانه به خانه در شهر می گشته و برای درگذشتگان هر خانواده شادی روان از اهورامزدا خواسته و برای بازماندگان آرامش باد آرزو می کردند و میزبان نیز از آنها با لرک و میوه و شربت و شیرینی پذیرایی می کرد. سپس، در آدریان یا گهنبارخانه شهر گرد می آمدند و گهنبار چهره پیته شهم گاه (پایان تابستان) را برگزار می کردند و هر کسی که نذری داشته از لرک و میوه و نان و خوراک در سفره گهنبار می گذاشتند و پس از اوستا خواندن موبد، خوراکهای یشته (اوستا خوانده شده) را بین همه باشندگان بخش می کرده و همه با هم همازور می شدند و پایان تابستان و آغاز پاییز را جشن می گرفته اند.

اکنون نیز جشنهایی مانند قالی شویان یا جشن برداشت محصول در روستاهای گوناگون ایران یا آغاز سال تحصیلی دانشگاه ها از بازمانده های سنت مهرگان است.

باشد که ما نیز با نگهداری فرهنگ پربار نیاکانمان بخشی از خویشکاری تاریخی خود را به انجام برسانیم.

مهرگان بر شما فرخنده باد…

نگارنده : نازنین زرین کلاه

درفش کاویانی

Advertisements

3 پاسخ به “مهرگان، پیروزی همیشگی نیکی بر بدی

  1. سپاس فراوان

  2. سلام از اشنای شما خشنودم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s