شاه اسماعیل صفوی و انجمن مغان!

زمانیکه داستان زندگی و پرورش یافتن فریدون شاه پیشدادی یا کوروش بزرگ را بطور پنهانی در دل کوه میخوانیم، گمان میکنیم اینها افسانه هستند، اما این رخداد در همین چند سده پیش مان هم رخ داده است. روح آریایی در کودکی ظهور میکند و او از سوی انجمن مغان گزینش میشود تا ایران را پس از نهصد سال دوباره یکپارچه کند.

در اردبیل از پدری سنی مذهب و مادری مسیحی زاده میشود. پدرش زمانیکه او نوزاد بود، میمیرد، او و مادرش نزدیک به پنج سال از سوی طوایف مغول به زندان افکنده میشوند، برادر بزرگش بدست مغولان کشته میشود و او بطور پنهانی به لاهیجان نزد معتمدین آل کیا فرستاده میشود تا برای آینده ایران آموزش ببیند. او آموزشهای ایران باستان، فنون رزم، شاهنامه و… را می آموزد. چندین بار طوایف مغول برای کشتن او می آیند ولی معتمدین گیلان او را بدست آنها نمیسپارند.

پس از فراگرفتن آموزشهای ایرانشهری، در 12 سالگی به آذرآبادگان باز میگردد، در طول سه ماه، ارتشی بزرگ فراهم می آورد و نخست آذربایجان و سپس کل ایران از بلخ تا بغداد را زیر یک پرچم واحد می آورد. تمام طوایف مغول را بر می اندازد و ایران یکپارچه را دوباره تشکیل میدهد. در طول نهصد سالی که از فروپاشی ساسانیان میگذرد، این نخستین باری است که سرتاسر ایران بزرگ، یکپارچه میشود. پیش از او پادشاهان ایرانی مانند صفاریان، سامانیان، طاهریان، زیاریان، آل بویه تلاش در نجات ایران کرده بودند ولی هیچکدام نتوانستند تمام ایران را زیر پوشش خود در بیاورند. او نام «ایران» را دوباره زنده میکند، زیرا نام ایران پس از ساسانیان از میان رفته و کشور یکپارچگی زمینی خود را از دست داده بود.

شاه اسماعیل در 14 سالگی توانست تمام ایران بزرگ را پس از 9 قرن از زیر تازش ترک و تازی بیرون بیاورد و ایران یکپارچه را با حکومتی متمرکز و اقتدارگرا پایه گذاری کند. ملوک الطوایفی را براندازد و قویترین ارتش آن زمان (ارتش قزلباش) را برای دفاع از ایران بزرگ تشکیل دهد.

او که خود ترک زبان و عاشیق (عارفانی که ترانه های محلی آذری را با ساز مخصوصی مینوازند و میخوانند) بود، زبان پارسی را پس از قرنها زنده کرد و شاهنامه خوانی را به دربار آورد. شاه اسماعیل شاعری فعال بود و اشعار بسیاری را به زبان پارسی و ترکی سروده است. او با اینکه از پدری سنی مذهب و پیشینه نیاکانی صوفیه میامد و مادری مسیحی داشت، اما برای یکپارچگی ایران، شیعه را دین رسمی ایران کرد و نخست از آذربایجان و طایفه خودش آغاز کرد و تبریز را که تا آن زمان سنی مذهب بود، شیعه کرد تا یک گام به هویت گم شده ایرانی خود نزدیکتر شوند. شاید اگر او در دامان انجمن مغان پرورش نمی یافت، امروز نام ایران و مرزهای ایران و زبان پارسی، زبانم لال بدست فراموشی سپرده شده بود.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s